زن زیادی

17 دی 1397 - 11:51
زن زیادی

بخش 1

ضعیف

بخش 2

ضعیف

بخش 3

ضعیف

بخش 4

ضعیف

بخش 5

ضعیف

بخش 6

ضعیف

بخش 7

ضعیف

بخش 8

ضعیف

بخش 9

ضعیف

بخش 10

ضعیف

بخش 11

ضعیف

بخش 12

ضعیف

بخش 13

ضعیف

آل احمد در سال 1302 در محله‌ای در تهران و در خانواده­‌ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش روحانی بود و تلاش بسیاری کرد تا جلال را جانشین خود کند ولی موفق به این کار نشد.

جلال بر خلاف خواست پدر برای ادامه­‌ی تحصیل در کلاس‌های شبانه­‌ی دارلفنون ثبت نام می‌کند. روزها کار می‌کرد و شب‌ها درس می‌خواند:

«...دارالفنون هم کلاس‌های شبانه باز کرده بود که پنهان از پدر اسم نوشتم. روزها کار؛ ساعت‌سازی، بعد سیم‌کشی برق، بعد چرم‌فروشی و از این قبیل… و شب‌ها درس. با درآمد یک سال کار مرتب، الباقی دبیرستان را تمام کردم. بعد هم گاه‌گداری سیم‌کشی‌های متفرقه. بردست «جواد»؛ یکی دیگر از شوهر خواهرهام که این کاره بود. همین جوری‌ها دبیرستان تمام شد و توشیح دیپلمه آمد زیر برگه‌ وجودم ...»

وی در سن بیست سالگی به خواست پدر برای درس طلبگی به نجف می­‌رود و در بازگشت از نجف در مورد بسیاری از احکام شیعیان دچار دودلی و شک می‌شود:

«...شخص من که نویسنده این کلمات است، در خانواده­‌ی روحانی خود همان وقت لامذهب اعلام شده، دیگر مهر نماز زیر پیشانی نمی‌گذاشت. در نظر خودِ من که چنین می‌کردم، بر مهر گلی نماز خواندن نوعی بت‌پرستی بود که اسلام هر نوع‌­اش را نهی کرده، ولی در نظر پدرم آغاز لامذهبی بود؛ و تصدیق می‌کنید که وقتی لامذهبی به این آسانی به چنگ آمد، به خاطر آزمایش هم شده، آدمیزاد به خود حق می‌دهد که تا به آخر براندش...»



هیچ دیدگاهی ثبت نشده است



برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

دسته بندی ها