پدروپارامو

17 دی 1397 - 4:11
پدروپارامو

بخش 1

ضعیف

بخش 2

ضعیف

بخش 3

ضعیف

بخش 4

ضعیف

بخش 5

ضعیف

بخش 6

ضعیف

بخش 7

ضعیف

بخش 8

ضعیف

بخش 9

ضعیف

بخش 10

ضعیف

بخش 11

ضعیف

بخش 12

ضعیف

سفر در زمان

برخی از کتاب‌ها به گونه‌ای توسط نویسنده نگاشته می‌شوند که خود را به رخ مخاطب کشیده و او را وا می‌دارد که، بارها و بارها به سراغش رفته و آن­‌را بخواند و البته در هر بار خواندن، ابعاد جدیدی از ساختار کتاب را کشف و در آن تعمق کند. «پدرو پارامو» نیز در این دسته می‌گنجد. «پدرو پارامو» کتابی است شاعرانه که بی‌عدالتی را نشان می‌دهد. نویسنده با رفت و آمد بسیار در گذر زمان مخاطب را کنجکاو می‌کند. «خوان رالفو» به کمک رئالیسم جادویی مخاطب را به دوران اقتدار فئودالی پیش از انقلابِ مکزیک برده و به شکلی تازه آن را به تصویر می‌کشد.

سفر به کومالا

«خوان پرسیادو» پسری جوان که به سفارش مادرش به شهر کومالا سفر می‌کند تا پدر خود را یافته و حق خود را از او طلب کند. با ورود به شهر و برخورد با آدم‌های معدودی که در شهر وجود دارند به چیزی‌های عجیبی در مورد این شهر پی می‌برد که شالوده­‌ی داستان را می‌سازد و از دریچه‌­ی ذهن «خوان پرسیادو» بیان می‌شود.

«- روح تو چی می‌گی؟ فکر می‌کنی کجا رفته باشه؟

حتماً اون بالا روی زمین سرگردونه. مثل تمام روح‌های دیگه دنبال کسانی می‌گرده تا براش دعا کنن. فکر می‌کنم به خاطر کارهای بدی که کردم از من بیزاره. اما این موضوع دیگه ناراحتم نمی‌کنه. من از همه­‌ی دردهایی که به جونم می‌انداخت نجات پیدا کردم. اوقاتَ‌مو سر همه چیز تلخ می‌کرد حتی در این مورد که نمی‌تونستم شکم‌مو سیر کنم و شب‌ها رو برام تحمل ناپذیر می‌کرد. شب‌هایی که از افکار ترسناک پر بود: فکر و خیال لعنت شده‌ها و از این چیزها...»



هیچ دیدگاهی ثبت نشده است



برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

دسته بندی ها