غروب بت ها

18 دی 1397 - 9:46
غروب بت ها

بخش 1

متوسط

بخش 2

متوسط

بخش 3

متوسط

بخش 4

متوسط

بخش 5

متوسط

بخش 6

متوسط

بخش 7

متوسط

بخش 8

متوسط

بخش 9

متوسط

بخش 10

متوسط

بخش 11

متوسط

بخش 12

متوسط

بخش 13

متوسط

بخش 14

متوسط

کتاب «غروب بت‌ها» توسط نویسنده، آهنگساز، شاعر و فیلسوف آلمانی؛ «فردریش نیچه» در سال 1888نوشته شد و در نهایت یک سال بعد در سال 1389 به مرحله انتشار رسید. نیچه مجموعه‌ای از باورها، افکار و اعتراضات خود را در این کتاب گرد هم آورده است.  اگر شما نیز از جمله کسانی هستید که علاقه‌مند به شناخت افکار و اندیشه‌های نیچه هستید، خواندن کتاب غروب بت‌ها از این نویسنده به شما پیشنهاد می‌گردد. 
فردریش نیچه در معرفی کتاب صوتی غروب بت‌ها در متون آغازین کتاب این‌گونه گفته است:
«در این کتاب که صد و پنجاه صفحه هم نمی‌شود، با آن لحن شادمانه و سرنوشت سازش، اهریمنی می‌خندد... کتابی است بر روی هم بی‌مانند، که پرمایه‌تر از آن، بر پای خویش ایستاده‌تر از آن، زیر و زبر کننده‌تر از آن، و شریرتر از آن کتابی نیست. کسی که بخواهد درکی برق‌آسا از آن داشته باشد که پیش از من همه‌چیز چه واژگون ایستاده بوده است، می‌باید از این کتاب شروع کند. آنچه عنوان کتاب بت می‌نامد، درست همان چیزی است که تاکنون حقیقت نامیده شده است. غروب بت‌ها به زبان ساده یعنی پایان کار حقیقت دیرینه...».

  • در این کار هر وسیله‌ای کارآمد است و هرچه پیش آید، خوش آید. بالاتر از همه جنگ، جنگاوری همواره شگرد بزرگ شفابخشی جان‌هایی است بسی به درون گراییده و به ژرفی رسیده، در زخم زدن نیز نیروی شفابخش است. این نکته‌پردازی که سرچشمه‌اش را از چشم کنجکاوی دانش ورانه پنهان نگه می‌دارم دیری شعار من بوده است. 
    با زخم زدم جان‌ها می‌بالند، مردانگی‌ها می‌شکفند، وسیله‌ای برای شفا که از آن یک نیز برای من خوشایندتر است، به صدا درآوردن بت‌هاست. بت‌ها در جهان از واقعیت‌ها بیشترند. بدچشمی من از این جهان از همین است، همچنان که بد گوشی من. 
    این کتاب جملات قصار و درعین‌حال زیبای فراوانی را در خود جای داده است. در این قسمت قصد داریم تا به منظور آشنایی بیشتر شما با این کتاب برخی از جملات زیبا و عمیق این کتاب را که ارزش تامل و تفکر دارند، بیان کنیم:
  •  کاری که شادمانی در آن دست‌اندرکار نباشد، هرگز درست از آب در نمی‌آید.
  •  یا بشر یکی از خطاهای خداست، یا خدا یکی از خطاهای بشر!
  •  اگر آدمی برای «چرایی» زندگانی خود پاسخی داشته باشد، کم‌ و بیش با هر «چگونه‌ای» می‌سازد.
  •  مراحلی در زندگی هست که با رسیدن به آنها، بیشتر زیستن برازنده نیست... با سربلندی مردن بهتر است آنگاه که سربلند نمی‌توان زیست.
  •  اینکه دیگران نمی‌دانند چگونه از مردان بزرگ بهره برند، خود از بزرگی ایشان است.
  •  شرها همگی، در هوای ملایم ما، با گندیدن، به فضیلت بدل می‌شوند.
  •  هر کسی که خود را اندکی از قید خداشناسی آزاد می‌کند، می‌کوشد تا به عنوان آدم اخلاقی سختگیر، بی‌اندازه جلب احترام کند. این کفاره‌ای است که آدمیان بابت آن کار می‌پردازند.
  •  اندیشمندترین مردمان، اگر که دلیرترین نیز باشند، دردناک‌ترین بلاها را از سر می‌گذرانند که هیچ کس نگذرانده است.
  •  آدمی تنها به بهای بهره‌مندی از جدال‌های درونی است که بارور می‌ماند.
  •  عشق یعنی روحانی کردن حسانیّت.
  •  تا زمانی که زندگی می‌بالد، سعادت برابر است با غریزه.
  •  یاور خود باش تا همه یاورت باشند.
  •  آزادی یعنی بی‌اعتنا شدن به دشواری و تهیدستی، و حتی نسبت به زندگی؛ یعنی آمادگی برای قربانی کردن همه‌چیز در راه آرمان خویش، از جمله قربانی کردن خویش.
  •  در دستگاه آموزش عالی، تبدیل آدم به ماشین، از راه خو گرفتن به ملال زدگی است.
  •  هیچ چیز بزرگ، هیچ چیز زیبا، همگانی نتواند بود.
  • آنچه مرا از پای در نیاندازد، قوی‌ترم می‌سازد.


هیچ دیدگاهی ثبت نشده است



برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

دسته بندی ها