چمدان

22 دی 1397 - 10:01
چمدان

بخش 1

متوسط

بخش 2

متوسط

بخش 3

متوسط

بخش 4

متوسط

بخش 5

متوسط

بخش 6

متوسط

بخش 7

متوسط

بخش 8

متوسط

بخش 9

متوسط

بخش 10

متوسط

بخش 11

متوسط

بخش 12

متوسط

بزرگ علوی، کتاب چمدان را متاثر از داستان‌های صادق هدایت و سیگموند فروید نوشت. او متاثر و هم‌دوره با صادق هدایت بود، او در نوشتار خود واقع‌گرایی را با داستان‌های رمانتیک در هم می‌آمیخت و سبکی جدید و درخور مخاطب در داستان‌هایش پدید می‌آورد. هر کتابی دارای ارکان مختلف است، کتاب چمدان بزرگ علوی، بر پایه ارکان طرح، شخصیت و راوی نوشته است.

کتاب چمدان شاهکاری دیگر از بزرگ علوی، سبکی ساده و داستان گونه دارد. مخاطب به‌آسانی باشخصیت‌های داستان همراه می‌شود و چیزی را که در پس ذهن نویسنده جای گرفته را به‌خوبی متوجه می‌شود. کتاب، پیچیده و پر از کلمات ابهام ‌برانگیز نیست بلکه روایت یک داستان از منظر پسر و پدری است که همه‌چیز باید طبق اصول و عادت‌های پدر انجام شود تا درست به نظر بیاید. آقای «ف» در یک پانسیون در آلمان و پدر او در شهر برلین زندگی می‌کند. مخارج زندگی آقای «ف» را پدر تقبل می‌کند.

بزرگ علوی در این کتاب خود را به چالش می‌کشاند. چالشی که هر نویسنده‌ای پذیرای آن نیست. مخاطب در همان اوایل داستان متوجه اختلاف‌نظر پسر با پدر می‌شود و درمی‌یابد که داستان قرار است چگونه شکل بگیرد اما نکته مهم در این کتاب صوتی نوع پردازش شخصیت‌های کتاب است. بزرگ علوی موضوع را فاش می‌کند اما با تبحر خود در شخصیت‌پردازی و شاخ و برگ دادن به موضوع مخاطب را به‌خوبی تا پایان کتاب با خود همراه نگاه می‌دارد. درست است که بزرگ علوی این کتاب را در دهه‌های قبل نوشته اما، موضوع موردنظر در این کتاب صوتی جامعه‌ای وسیع را در برمی‌گیرد.

کافی است کمی به اطراف خود بنگرید، چه تعداد از پدر و فرزندانی را می‌بینید که جدای روابط عاطفی به دلیل اختلاف‌نظر و سبک زندگی همدیگر را نقد می‌کنند و میانشان فاصله می‌افتد؟ پدر شخصیت اصلی داستان، فردی است که ازنظر ظاهری مشابه به دیگر مردم جامعه است اما ازنظر افکار هنوز هم مانند قدیم مقید مقررات خود است. او حتما باید راس ساعت مشخصی غذا بخورد بنیان خانواده برای او مهم است و از این قبیل اعتقادات که جوان آن را بیهوده می‌شمارند. البته این را هم بگوییم که شما اختلاف‌نظر و شخصیت پدر را به‌صورت واضح و با کلمات و جملات پی‌درپی متوجه نمی‌شوید بلکه تنها شخصیت اصلی داستان با گفتن دو یا چند کلمه که او ظاهری مدرن و درعین‌حال افکاری کهنه دارد متوجه داستان خواهید شد.

کاراکتر پدر، یک کاراکتر کلیشه‌ای است که با تشریح داستان از طریق آقای «ف» کم‌کم وارد فضای کمیک می‌شود. در این داستان شما هیچ‌گونه هجو و زیاده‌روی در توضیحات موقعیت‌های متفاوت، نمی‌شنوید و همین سبب می‌شود که مخاطب کتاب را نیمه‌کاره رها نکند. اما ورود او به‌طورجدی به زندگی آقای «ف» زمانی اتفاق می‌افتد که وارد پانسیون او شده و شروع به ایرادگیری از وضع زندگی وی می‌کند. بی‌ سروسامانی و وضع رو به‌ زوال پانسیون آقای «ف» خود یک نماد است تا کلمه بی‌اعتنایی را برای مخاطب نسبت به شخصیت اصلی نشان دهد.



هیچ دیدگاهی ثبت نشده است



برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

دسته بندی ها