الفبای فلسفه

22 دی 1397 - 10:30
 الفبای فلسفه

بخش 1

متوسط

بخش 2

متوسط

بخش 3

متوسط

بخش 4

متوسط

بخش 5

متوسط

بخش 6

متوسط

بخش 7

متوسط

بخش 8

متوسط

بخش 9

متوسط

بخش 10

متوسط

بخش 11

متوسط

بخش 12

متوسط

بخش 13

متوسط

بخش 14

متوسط

بخش 15

متوسط

بخش 16

متوسط

بخش 17

متوسط

بخش 18

متوسط

گاهی اوقات حجت می‌آورند که مطالعه فلسفه آب در هاون کوبیدن است زیرا مشغله فلاسفه همواره جز این نیست که بیکار بنشینند و بر سر معنای کلمات بحث بی‌جهت به راه‌ اندازند. به نظر نمی‌آید که این جماعت هیچ‌گاه به نتیجه‌ای حائز اهمیت دست پیدا کنند و نقش آن‌ها در جامعه عملاً در حد هیچ است. آن‌ها هنوز سرگرم بحث و تفحص درباره همان مسائلی هستند که خاطر یونانیان باستان را به خود مشغول داشته‌بود. به نظر نمی‌رسد که فلسفه چیزی را تغییر هد؛ فلسفه همه‌چیز را همان‌طور که هست باقی می‌گذارد.
اصل مطالعه فلسفه چه ارزشی دارد؟ دست یازیدن به شبهه‌افکنی در مفروضات بنیادی زندگی‌مان حتی ممکن است خطرناک نیز باشد. چه‌بسا در فرجام، کارمان به آنجا برسد که احساس کنیم دستمان به هیچ کاری نمی‌رود و از فرط پرسشگری و تردید ورزی فلج شده‌ایم. درواقع، کاریکاتور فیلسوف شخصی است که در سروکله زدن با افکار بسیار انتزاعی آن‌هم درحالی‌که آسوده‌خاطر بر صندلی راحتی اتاق استادان در آکسفورد یا کمبریج لم‌داده است هیچ‌کس به گردپایش نمی‌رسد، ولی در پرداختن به مسائل عملی زندگی درمی‌ماند. کسی که قادر است دشوارترین قطعات فلسفه هگل را شرح دهد، ولی نمی‌داند چگونه تخم‌مرغی را آب پز کند.
نایجل واربرتون در این کتاب، تصویری جامع و ساده از بنیادی‌ترین و مهم‌ترین پرسش‌ها و دغدغه‌های فلسفی پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. او علاوه بر تبیین اندیشه‌های مختلف در باب سوژه‌ها، ساختار چگونه اندیشیدن منطقی را می‌آموزد.
برای یک ذهن اندیشمند اما تازه‌کار، مسئله ضروری این است که بداند مهم‌ترین آرای فلاسفه از ابتدا تاکنون چه بوده و چه چیزهایی مهم هستند و چرا؟ کلیدی‌ترین پرسش‌ها چیست؟ پاسخ‌هایی که به این پرسش‌ها داده‌شده چه بوده؟ آیا می‌شود به این پرسش‌ها پاسخ داد یا نه و اگر می‌شود چه گونه؟
به دست آوردن چنین شناختی به ادامه راه او کمک شایانی خواهد کرد تا بفهمد در کجای مسیر قرار دارد و می‌خواهد به کدام سمت برود؟ به‌عبارتی‌دیگر از هدر رفتن نیروی فکر در بیراهه‌ها جلوگیری می‌کند و حواس خود را معطوف به فتح قله‌های ناشناخته می‌کند و نه قله‌هایی که بارها فتح‌شده‌اند.
کتاب در نخستین مرحله به چیستی فلسفه می‌پردازد و سوالی دشوار اما بسیار کاربردی و تعیین‌کننده می‌پرسد.
انسانی را در نظر بگیرید که نابیناست و به او می‌گویند تنها از راه اندیشیدن یا به تعبیری «فلسفه» می‌تواند جهان اطراف را ببیند. بی‌تردید اولین سوالی که او خواهد پرسید، این خواهد بود: فلسفه چیست؟
در بخش دوم نویسنده یکی از کلاسیک‌ترین سوژه‌های فلسفه را روی میز می‌گذارد؛ مفهوم «خدا». خدا کیست؟ آیا می‌توان وجود خدا را به اثبات رساند؟ سپس برهان‌های اثبات وجود خدا را شرح می‌دهد و به نظرات موافق و مخالف می‌پردازد و این‌که خدا باوران و خدا ناباوران چه می‌گویند و علت اهمیت این سوژه چیست؟
در بخش سوم به سراغ بایدها و نبایدها می‌رود. «اخلاق» چیست؟ بایدها و نبایدها چگونه پدید می‌آیند و تا کجا برش دارند؟ سپس برخی از مکاتب مهم اخلاقی را همراه با انتقادهای صورت گرفته از آن‌ها شرح می‌دهد.
بعد از گستردن مسئله اخلاق، در بخش بعدی، مفهومی به نام «قانون» مطرح می‌شود و این‌که چگونه قانون از دل اخلاق بیرون می‌آید و چه تفاوت‌هایی با آن دارد؟ اخلاق، عرف و قانون چه ارتباطی باهم دارند. آیا گاهی می‌شود از قانون سرپیچی کرد؟ بیرون رفتن از دایره التزام قانون چه پیامدهای منفی و مثبتی دارد؟ و... .
واربرتون پس از اخلاق به سراغ شناخت ما از جهان پیرامون می‌رود و آنچه در فلسفه، جهان اشیاء نامیده می‌شود را پیش روی ما می‌گذارد. آیا ما جهان را همان‌طور که هست می‌بینیم؟
ما از چه طریق جهان را شناختیم و ابزارهای ما چه بوده؟ پیش‌زمینه‌های فراوانی برای این پرسش وجود دارد.
تصور ما از جهان می‌تواند به‌طورکلی مسیر فکر ما را در هر موضوعی تعیین کند و برای تمام ایده‌ها چارچوب تعیین کند.
در ادامه بخش قبلی که به تصور ما از جهان مربوط بود، بخش ششم به «علم» اختصاص دارد. نقطه افتراق علم و غیر علم چیست؟ چه چیزی علم به‌حساب می‌آید؟ راه و رسم علمی چگونه است و علت اهمیت این موضوع در چیست؟ واربرتون در این بخش علل کارآمدی و ناکارآمدی علم را بررسی می‌کند و جایگاه علم را در حیات بشر، می‌نمایاند.
نویسنده در بخش هفتم از «ذهن انسان» می‌گوید و در آغاز این سوال را طرح می‌کند: «آیا ذهن شما جدا از بدن شماست؟» .
پاسخ دادن به این پرسش بستگی به این دارد که تعریف ما از ذهن چه باشد؟ برای خود و ذهن چه ماهیتی قائل باشیم و انسان را موجودی بالکل مادی بدانیم یا خیر؟ نظریات مختلفی پیرامون این موضوع گفته‌شده و در پایان این بخش می‌توانیم تا حد زیادی به پاسخ نزدیک شویم.
نایجل واربرتون در بخش پایانی کتاب از «هنر» می‌گوید. تعریف شما از هنر چیست و وقتی چیزی را هنری می‌گوییم دقیقاً به چه ویژگی‌هایی اشاره داریم؟ در طول تاریخ، هزاران نفر سعی در تعریف هنر داشته‌اند و این مفهوم، سوژه تعابیر مختلفی قرارگرفته است.



هیچ دیدگاهی ثبت نشده است



برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

دسته بندی ها