کلاغ بخشنده

29 اردیبهشت 1398 - 3:58
کلاغ بخشنده

بخش 1

متوسط

صبح شده بود، کاگ کلاغه توی لونش بیدار شد و به بیرون با بی­حوصلگی نگاه میکرد. گلوش رو صاف کرد و یک کم غار غار کرد. همه چی یکنواخت بود ولی یکدفعه صدای چلچه­ای رو شنید که داشت با صدای زیبایی میخوند.

کاگ  از شنیدن صدای زیبای چلچله خیلی لذت برد اما کمی بعد عصبانی شد .کاگ کسی بود که وقتی چلچله یک جوجه بود­­ ازش مراقبت میکرد و اون رو گرم نگه می داشت. چون مادرِ چلچله بخاطر مریضی مرده بود و تنها کسی که میتونست به جوجه چلچه کمک کنه کاگ بود.



هیچ دیدگاهی ثبت نشده است



برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

دسته بندی ها