هیولاها هم از تاریکی می ترسند

29 اردیبهشت 1398 - 4:03
هیولاها هم از تاریکی می ترسند

بخش 1

متوسط

مایکی و سالی می خواستن یک شب سرگرم کننده داشته باشن.قرار بود که اونها از بیلی ،خواهر زاده ی مایکی پرستاری کنن.چون مادر بیلی باید برای کاری چند روزی رو به مسافرت می رفت به خاطر همین از مایکی خواست تا مراقب بیلی باشه.
وقتش رسیده بود که اونا از هم خداحافظی کنن و مادر بیلی از اونجا بره…



هیچ دیدگاهی ثبت نشده است



برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

دسته بندی ها