بابا کلم و جیرجیرک‌ها

1 خرداد 1398 - 4:12
بابا کلم و جیرجیرک‌ها

بخش 1

خوب

در زمان‌های قدیم، توی شهر سبزیجات بابا کلم و پسرش داخل یک خونه‌ی خیلی قشنگ زندگی می‌کردند.

بابا کلم پسرش رو خیلی دوست داشت و همیشه براش قصه‌های خیلی خوبی تعریف می‌کرد.

کلم کوچولو هم عاشق شنیدن داستان‌های پدرش بود و هیچ وقت از شنیدنشون سیر نمی‌شد.

بابا کلم هر شب برای پسرش داستان‌های هانس‌کریستین آندرسن رو تعریف می‌کرد و هر شب یکی از داستان‌ها رو براش می‌خوند

چند شب گذشت؛ پدرش متوجه شد که داستان‌های هانس تموم شده و دیگه داستانی باقی نمونده

آقای کلم باید فکری برای داستان‌ها می‌کرد...



هیچ دیدگاهی ثبت نشده است



برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

دسته بندی ها